an online Instagram web viewer
  • benyamin.maleki
    benyamin maleki
    @benyamin.maleki

Images by benyamin.maleki

Rostam's third trail, battling the vicious dragon.
خوان سوم. نبرد با اژدها
#sketch #drawing #conceptart #illustration #comic #fantacy #characterdesign #digitalart #battle #dragon #art #paint #شاهنامه #رستم #خوان_سوم
قبل از صحبت در مورد افسانه طغیان، دانش خود را در مورد واژه افسانه بسنجیم. با شنیدن این نام چه چیز در ذهنمان می آید، به چه آثاری بر می خوریم و چه توقعاتی ازین نام داریم?  همین توقعات و ذهنیات ماست که منجر به سوگیری مسیر فرهنگی افسانه نویسی نوین میشود. چرا که متاسفانه، دیگر در میان نویسندگان داخلی، هیچ اثری از  تکلیف و دغدغه دیده نمیشود و سالهاست که با بی خردی تمام کمر به تخریب همین دیوار کوتاه و فرسوده باقی مانده از اصالت افسانه بسته اند و عجیب اینکه خود و قلم بی جوهر خود را هم والا و صاحب تفکر و فن میدانند. مخاطب این زمینه هم، به سختی این مسائل را درک میکند و اشتهایی جز خواندن جنبل و جادو کشتن هیولا و تخیل بی حساب و کتاب از گرگ نما و خوناشام ها و بدترین نوع تقلید از بدترین نوع الگوهای خارجی ندارد. همواره میتوان با کلیشه ی مستقیم از آثاری مانند شاهنامه او را در این وهم فرو برد که با فرهنگ خود سروکار دارد، بی آنکه متوجه فقر هوش و خلاقیت در نویسندگان داخلی کشورش شود و به همین منوال، گمان میبرد که نکند سقف رشد فرهنگش تا همینجاست و باید در مقابل فرهنگ روز دنیا، به کوتاه قامتی خود عادت کند.
در این میان چه باید کرد. دست به خلق آثار پوچ و بی ارزشی از همین انواع زد و به جرگه نویسندگان نان به نرخ روز خور پیوست و شاهد مردن حقیقت افسانه در ادب ایران شد? یا بی آن که انتظار دیدن کوچکترین ثمری از مردم زمانه خود داشت، بار دیگر کسی بود که تن به هر نوع شقاوت و زجری میدهد و زندگی خود را صرف خلق ریاضت بار عنوانی میکند که میراث آینده ادبیات کشور باشد. شاید حماقت بزرگیست اما من گزینه دوم را انتخاب کردم. اینکه نه اکنون برای تو، که برای فرزندان فرزندان تو بنویسم.
طغیان، نام افسانه ایست که امروز مرا برای زاده شدن انتخاب کرده و من نیز تا چنان عمقی از پیوند با آن پیش رفته ام، که دیگر جای بازگشتی برایم نیست. در مقابل آن جز حیرت ندارم و با اطمینان و غرور تمام میگویم با فاصله بسیار زیادی، بهترین اثر فارسی زبان صدها سال قبل و بعد خود باقی میماند. زمانیکه دفتر این ناگفته ادبی را ببندم، دیگر از مردن، باکیم نخواهد بود، چرا که وظیفه بودن خود را درین دنیا به سرانجام رسانده ام و موهبت خیال را شکرانه ای درخور داده ام. نسل فردای ایران، صاحب عنوان دیگری در فرهنگ خود است که در مقابل فرهنگ های بیگانه، احساس کوتاه قامتی و فقدان نکند . جوانه ی خرد و ادراکش، در باغ خانه خود بروید و شاید روزی او نیز درخت قطور دیگری درین باغ برویانید.
#افسانه #طغیان #زمین_و_زمان #کتاب #ادبیات #فانتزی #نشرموج #رمان #سوفار
قبل از صحبت در مورد افسانه طغیان، دانش خود را در مورد واژه افسانه بسنجیم. با شنیدن این نام چه چیز در ذهنمان می آید، به چه آثاری بر می خوریم و چه توقعاتی ازین نام داریم? همین توقعات و ذهنیات ماست که منجر به سوگیری مسیر فرهنگی افسانه نویسی نوین میشود. چرا که متاسفانه، دیگر در میان نویسندگان داخلی، هیچ اثری از تکلیف و دغدغه دیده نمیشود و سالهاست که با بی خردی تمام کمر به تخریب همین دیوار کوتاه و فرسوده باقی مانده از اصالت افسانه بسته اند و عجیب اینکه خود و قلم بی جوهر خود را هم والا و صاحب تفکر و فن میدانند. مخاطب این زمینه هم، به سختی این مسائل را درک میکند و اشتهایی جز خواندن جنبل و جادو کشتن هیولا و تخیل بی حساب و کتاب از گرگ نما و خوناشام ها و بدترین نوع تقلید از بدترین نوع الگوهای خارجی ندارد. همواره میتوان با کلیشه ی مستقیم از آثاری مانند شاهنامه او را در این وهم فرو برد که با فرهنگ خود سروکار دارد، بی آنکه متوجه فقر هوش و خلاقیت در نویسندگان داخلی کشورش شود و به همین منوال، گمان میبرد که نکند سقف رشد فرهنگش تا همینجاست و باید در مقابل فرهنگ روز دنیا، به کوتاه قامتی خود عادت کند. در این میان چه باید کرد. دست به خلق آثار پوچ و بی ارزشی از همین انواع زد و به جرگه نویسندگان نان به نرخ روز خور پیوست و شاهد مردن حقیقت افسانه در ادب ایران شد? یا بی آن که انتظار دیدن کوچکترین ثمری از مردم زمانه خود داشت، بار دیگر کسی بود که تن به هر نوع شقاوت و زجری میدهد و زندگی خود را صرف خلق ریاضت بار عنوانی میکند که میراث آینده ادبیات کشور باشد. شاید حماقت بزرگیست اما من گزینه دوم را انتخاب کردم. اینکه نه اکنون برای تو، که برای فرزندان فرزندان تو بنویسم. طغیان، نام افسانه ایست که امروز مرا برای زاده شدن انتخاب کرده و من نیز تا چنان عمقی از پیوند با آن پیش رفته ام، که دیگر جای بازگشتی برایم نیست. در مقابل آن جز حیرت ندارم و با اطمینان و غرور تمام میگویم با فاصله بسیار زیادی، بهترین اثر فارسی زبان صدها سال قبل و بعد خود باقی میماند. زمانیکه دفتر این ناگفته ادبی را ببندم، دیگر از مردن، باکیم نخواهد بود، چرا که وظیفه بودن خود را درین دنیا به سرانجام رسانده ام و موهبت خیال را شکرانه ای درخور داده ام. نسل فردای ایران، صاحب عنوان دیگری در فرهنگ خود است که در مقابل فرهنگ های بیگانه، احساس کوتاه قامتی و فقدان نکند . جوانه ی خرد و ادراکش، در باغ خانه خود بروید و شاید روزی او نیز درخت قطور دیگری درین باغ برویانید. #افسانه  #طغیان  #زمین_و_زمان  #کتاب  #ادبیات  #فانتزی  #نشرموج  #رمان  #سوفار 
مثنوی دیدار آشنا. ۱۳۹۳
#شعر #مثنوی #شاعر
عرقگیر خسسته
عرقگیر خسسته